telegram booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
داستان دوست آموزنده و خواندنی
  • داستان دوست آموزنده و خواندنی

    داستان دوست آموزنده و خواندنی

    داستان دوست آموزنده و خواندنی دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت:  امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد. آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند. ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد. او بر روی سنگ نوشت: امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد . دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید: چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟ دوستش پاسخ داد : وقتی دوستی تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند. ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند... بولور
  • اطلاعات پست
    نویسنده : ادمین
    تاریخ پست : سه شنبه ۱۳۹۲/۱۴/۰۳
    1
    Telegram Channel: @booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
    موضوعات اصلی

    تبلیغات

    khabar

    عضو خبرنامه شوید:

    ایمیل خود را وارد کنید:

    آخرین نوشته ها
    مطالب پیشنهادی
    بازار
    برچسبها
    Instagram