telegram booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
رباعیات خیام
  • رباعیات خیام

    رباعیات خیام

     اشعار خیام / رباعیات خیام عُمَر خَیّام نیشابوری : غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری - متولد ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی در نیشابور - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی در نیشابور - که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شده‌است، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔسلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و لقبش «حجةالحق» بوده‌است؛ ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آن‌که رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.       یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (۴۲۶ - ۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌اش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است. ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌های هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهم‌ترین کارهای اوست.        شماری از تذکره‌نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌اند. صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌است، بسیار بعید می‌نماید، زیرا از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌اند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود می‌داند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد. رباعیات حکیم خیام رباعیات خیام  (1)       (2) هر چند که رنگ و روی زيباست مرا  چون لاله رخ و چو سرو ...
  • اطلاعات پست
    نویسنده : ادمین
    تاریخ پست : دوشنبه ۱۳۹۲/۲۲/۰۷
    اشعار کوتاه حكيم عمر خيام نيشابوری
  • اشعار کوتاه حكيم عمر خيام نيشابوری

    اشعار کوتاه حكيم عمر خيام نيشابوری

    اشعار کوتاه و زیبای حكيم عمر خيام نيشابوری    افسوس كه نامه جواني طي شد  و آن تازه بهار زندگاني دي شد وآن مرغطرب كه نام او بود شباب  فرياد ندانم كي آمدوكي شد    یک عمر به کودکی به استاد شدیم یک عمر زاستادی خود شاد شدیم افسوس ندانیم که ما را چه رسید از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم   در کارگه کوزه گری بودم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش هر یک به زبان حال با من گفتند کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو دانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من    شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی هر لحظه به دام دگری پا بستی گفتا شیخا هر آن چه گویی هستم آیا تو چنان که می نمایی هستی    آن به كه در اين زمانه كم گيري دوست  با اهل زمانه صحبت از دور نكوست  آنكس كه به جمگي ترا تكيه بر اوست  چون چشم خرد باز كني دشمنت اوست    در هر دشتي كه لاله زاري بوده است آن لاله ز خون شهرياري بوده است چو برگ بنفشه كز زمين مي رويد  خاليست كه ...
  • اطلاعات پست
    نویسنده : ادمین
    تاریخ پست : شنبه ۱۳۹۲/۲۰/۰۷
    1
    Telegram Channel: @booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
    موضوعات اصلی

    تبلیغات

    khabar

    عضو خبرنامه شوید:

    ایمیل خود را وارد کنید:

    آخرین نوشته ها
    مطالب پیشنهادی
    بازار
    برچسبها
    Instagram