telegram booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
اولویت های متفاوت نخبگان ایرانی و آمریکایی در باره حمایت از طبقه ضعیف
بدون ‌شك جهان خواران به همان ميزان كه از شهادت‌طلبى و ساير ارزش‌هاى ايثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرايش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمايت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم، هر قدر كشور ما به طرف فقرزدايى و دفاع از محرومان حركت كند، اميد جهان خواران از ما منقطع خواهد شد» صحيفه امام، ج‏۲۰، ص۳۴۱»

اولویت های متفاوت نخبگان ایرانی و آمریکایی در باره حمایت از طبقه ضعیف و متوسط

iran-usa

 

اگر چه حمایت از مستضعفان، پابرهنه ها، کوخ نشینان، زاغه نشینان و در یک کلام حمایت از “طبقات محروم و زحمتکش” از اهداف اصلی انقلاب اسلامی بود، اما امروزه به نظر می رسد این شعار به آرامی در حال محو شدن است. اینکه عملکرد کشورمان در این حوزه قابل دفاع می باشد یا خیر یک بحث است و اینکه این اصل اساسی انقلاب، کاملا از ادبیات تمامی جناح ها و نخبگان رخت ببندد، مسئله قابل تامل دیگری است. با نگاهی به مباحث سیاسی و اقتصادی این روزهای کشور، می توان اینگونه برداشت نمود که حمایت از طبقه ضعیف و متوسط، دغدغه جدی هیچکدام از جناح ها و نخبگان کشور نمی باشد.

 

 

در چنین شرایطی شاید عجیب نباشد که جناح های داخلی که بعضا دیدگاه های کاملا متفات و متضادی با هم دارند، در این زمینه، یعنی عدم اولویت قرار دادن تشکیل دولت رفاه (Welfare state) اتفاق نظر داشته باشند. دولت رفاه به معنی وجود سیاست‌های سنجیده و هوشمندانه‌ای در زمینه تامین دست کم حداقل استاندارد زندگی برای همه و ارتقای برابری در فرصت‌های زندگی است و در آن هیچ تردیدی در زمینه ضرورت تمرکز همه نهادهای رسمی بر تامین خدمات همگانی وجود ندارد.

 

 

همین چند روز پیش بود که دکتر سریع القلم، پس از بازگشت از مجمع جهانی اقتصاد در شهر داووس، در یادداشتی در صفحه شخصی خود، با نقل خاطره ای از برخوردش با سفیر سوئد، پیشرفت این کشور را مدیون این مسئله ذکر نمود که “مردم سوئد فقط از دولت و حكومت، انتظار ایجاد امنیت و نظارت بر قانون را دارند” و در ادامه اینگونه ادامه داد که “مردم سوئد مسئول معاش خود هستند، از حكومت و دولت بی نیازند”.

 

 

دکتر سریع القلم که از حامیان دولت نیز محسوب هست، در حالی نقشی صرفا نظارتی برای دولت سوئد قائل است که با بررسی لیست بلندبالای خدمات دولت این کشور به شهروندان خود، می توان از این کشور به عنوان سرآمد دولت های رفاه در جهان نام برد. در طرف دیگر، رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، آیت الله مصباح یزدی که از منتقدین دولت نیز محسوب می شود، در سخنانی بیان کرده اند که “نگرانی ما گرانی نیست؛ کم رنگ شدن ارزش هاست”. کم رنگ شدن ارزش ها بی شک مسئله ای مهم و نگران کننده می باشد، اما اینکه گرانی که معیشت مردم را به خطر انداخته، موجب نگرانی نگردد و جزء دغدغه های اصلی محسوب نشود، جای تامل جدی دارد. دیگر افراد و جناح های سیاسی هم آنقدر درگیر دعواهای سیاسی و جنجال های گاها بی مورد می باشند که به طور کلی این موضوع مهم را که از اصول اساسی انقلاب می باشد، فراموش کرده اند.

 

 

در حالی این بی توجهی به نقش حمایتی دولت از اقشار ضعیف و متوسط در کشور به چشم می خورد که نخبگان لیبرال ترین اقتصاد دنیا، در تلاشند تا توجه دولتشان را به حمایت از این اقشار جلب نمایند. در تازه ترین این تلاش ها، رابرت ریک (Robert Reich)، نویسنده و استاد دانشگاه برکلی آمریکا که خود در سه دولت این کشور مسئولیت داشته و زمانی وزیر کار دولت کلینتون نیز بوده، در مستندی به نام “نابرابری برای همه” به زیبایی و به طور عِلمی نشان می دهد که چگونه نابرابری درآمدی و عدم حمایت از اقشار ضعیف در آمریکا، موجب افول این کشور شده است. از طرفی، ما را با چرخه درست توسعه و پیشرفت اقتصادی که تنها با تقویت طبقه متوسط امکان پذیر است آشنا می کند. این چرخه به را در شکل زیر می بینید.

 

 

تایید کننده این نظریه، صحبت های آقای نیک هانر می باشد که خود از سرمایه داران و کارآفرینان بزرگ آمریکا است. او بر خلاف بسیاری بر این اعتقاد است که کارآفرینان واقعی طبقه متوسط و زحمتکش جامعه می باشند، چرا که در پایان روز، آنها هستند که خرید می کنند و چرخه اقتصاد را به گردش در می آورند. به عبارت دیگر، سهم مصرف کنندگان طبقه متوسط در “اشتغالزایی” به مراتب بیشتر از سرمایه دارانی مثل خودش می باشد. آقای نیک هانر، در این عقیده تنها نیست، دکتر کُرنل وست، استاد دانشگاه پرینستون هم بر این عقیده می باشد که عدم توجه به طبقات ضعیف و متوسط آمریکا، هم تهدیدی برای دمکراسی این کشور می باشد و هم تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا. از اینرو در تلاش است تا توجه ها را به طُرق مختلف – مصاحبه با شبکه های خبری، نوشتن کتاب و برپایی تور سفر به مناطق فقیرنشین- به این موضوع جلب کند.

 

 

این تلاش نخبگان آمریکایی برای جلب حمایت دولت در حمایت از طبقات ضعیف و متوسط، در حالی شکل می گیرد که در کشورمان، این موضوعات به هیچ وجه دغدغه جناح ها و نخبگان کشور نمی باشد. معدود افرادی هم که بمانند دکتر سریع القلم در این خصوص اظهار نظر می نمایند، اصلا برای دولت نقشی فراتر از نظارت قائل نمی باشند. چنین شرایطی، یعنی مشخص نبودن خواسته های مردم از دولت، شرایط را برای اقدامات خارج از عرف دولتمردان فراهم می کند تا سهم مردم از خدمات دولتی، یارانه نقدی و سبد کالا گردد.

 

 

بهتر است از همان سوئدی مثال بیاوریم که دکتر سریع القلم بر این باورند که دولت در آن کشور تنها نقش نظارتی دارد. بیمه درمانی همگانی، رسیدگی رایگان به دندان ها تا بیست سالگی و اختصاص کمک هزینه دولتی در بزرگسالی، مزایای والدین، مزایای از کارافتادگی، مزایای بیکاری، بازنشستگی و مراقبت از سالمندان از اهم حمایت های دولت کشور سوئد از شهروندانش می باشد. البته هیچکس در ایران انتظار ندارد که دولت، خدماتی در حد دولت سوئد به مردم ارائه دهد، اما می شد بجای اجرایی طرح هایی که در دنیا نظیر ندارد، به استناد بند یک اصل ۴۳ قانون اساسی حداقل های زندگی را برای “همه شهروندان” ایرانی فراهم نمود.

 

 

شاید اگر یکی از اولویت های احزاب اصلاح طلب از سال ۷۶ تا ۸۴، فشار بر دولت برای اجرای طرح بیمه درمانی همگانی بود، و شاید اگر یکی از اولویت های احزاب اصولگرا از سال ۸۴ تا ۹۲، فشار بر دولت برای خدمات آموزشی با کیفیت بود، امروزه سهم مردم از بودجه هنگفت دولت، یک سبد کالا نمی شد. به امید روزی که کودکان این کشور ثروتمند در چنین کلاس هایی درس نخوانند و جناح های سیاسی هم بجای دعوای شبانه روزی بر سر بندهای توافق نامه ژنو، به اولویت های واقعی مردم کشورمان توجه نمایند.

 

 

پی نوشت: ذکر این نکته ضروری است که این مقاله به هیچ وجه در پی حمایت از فعالیت گسترده بخش دولتی و شبه دولتی در اقتصاد نمی باشد، بلکه بر این اعتقاد است که دولت در کنار ایفای نقش یک کنترل کننده و یک ناظر سخت گیر و چابک، بایستی حمایت از اقشار ضعیف و متوسط را در دستور کار قرار دهد. چرا که این موضوع نه تنها یک اصل انسانی، اخلاقی و دینی می باشد، بلکه تنها راه رسیدن به رشد اقتصادی بالا و پایدار با داشتن یک طبقه متوسط بزرگ، تحصیل کرده و پویا امکان پذیر است.

 

 

رابرت ریچ اقتصاددان، استاد دانشگاه، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی، در سه دولت آمریکا سمت داشته و وزیر کار دولت کلینتون نیز بوده است. این اقتصاددان آمریکایی عضو هیئت تحریره چندین مجله معتبر از جمله Harvard Business Review، نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال می باشد. نام این فرد توسط مجله تایم در لیست “بهترین ده عضو کابینه قرن” جای گرفته است. وال استریت ژورنال هم در سال ۲۰۰۸، رابرت ریچ را در رتبه ششم “لیست اثرگذارترین متفکران اقتصادی” قرار داد.

منبع:alef.ir

اطلاعات پست
نویسنده : ادمین
تاریخ پست : چهارشنبه ۱۳۹۲/۳۰/۱۱
دیدگاه

Telegram Channel: @booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
موضوعات اصلی

تبلیغات

khabar

عضو خبرنامه شوید:

ایمیل خود را وارد کنید:

آخرین نوشته ها
مطالب پیشنهادی
بازار
برچسبها
Instagram