telegram booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
حکایت درویش و دختر

حکایت درویش و دختر

حکایت درویش

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

بولور

اطلاعات پست
نویسنده : ادمین
تاریخ پست : سه شنبه ۱۳۹۲/۲۱/۰۳
دیدگاه

Telegram Channel: @booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
موضوعات اصلی

تبلیغات

khabar

عضو خبرنامه شوید:

ایمیل خود را وارد کنید:

آخرین نوشته ها
مطالب پیشنهادی
بازار
برچسبها
Instagram