telegram booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
بیوگرافی اویتا پرون

اویتا پرون دختر فقیر و نامشروعی که فرشته نجات محرومان شد. بیوگرافی اویتا پرون Eva Peron

 Evita

اوا پرون  Eva Peron  اویتا پرون، که نام اصلیش ماریا اوا دوراته است روز 26 آوریل 1919 در شهرک لوس تولدوس در نزدیکی پایتخت آرژانتین بدنیا آمد. او فرزند نامشروع مرد ثروتمندی بنام خوان دوراته بود. پدر اویتا در بوئنوس آیرس زندگی می کرد و همسر و فرزندان قانونی دیگری هم داشت. گاهی به معشوقه سابق و مادر فرزندان نامشروعش هم سرکشی می کرد. اویتا در هنگام مرگ پدر هفت سال داشت ئ نخستین بجربه تلخ زندگی او که در کتاب خاطراتش از آن یاد می کند، برخورد تند و زننده همسر و فرزندان پدرش با او و مادرش در مراسم تشییع جنازه پدر بود. اویتا در کتاب خاطراتش شبی را که مادرش خبر مرگ پدر و راز نامشروع بودن او را برایش فاش کرد، تلخ ترین شب زندگی خود می خواند.

Evita Peron

عکس ها و بیوگرافی اویتا پرون

عکس ها و بیوگرافی اویتا پرون Evita Peron

 

پس از مرگ پدر وضعیت اقتصادی خانواده اویتا به شدت تغییر یافت و مادرش برای تامین مخارج زندگی به خدمتکاری و رخت شوئی در خانه های دیگران پرداخت. اویتا تحت چنین شرایطی تحصیلات خود را در دوره متوسطه ناتمام گذاشت و در شانزده سالگی  در جستجوی کار عازم بوئنوس آیرس شد. او دختری زیبا بود و صدای خوبی داشت و به همین دلیل برای کار در یک تأتر درجه دوم پذیرفته شد. چرا که مدیر تأترخانه به او نظر داشت. اویتا پس از ورود به عالم تأتر با مردان زیادی ارتباط داشته ولی آنطور که خود او در کتاب خاطراتش اعتراف می کند همواره در جستجوی عاطفه و محبتی بوده است که در کودکی از آن محروم بود و هرگز به خاطر مادیات به مردی نظر نداشت.

یکی از دوستان اویتا در دوران هنرپیشگی تأتر افسر جوانی بنام آنیبال فرانسیسکو ایمبرت بود که در سال 1943 با گروه افسرانی که دست به کودتا زدند همکاری می کرد و در کابینه کودتا به وزارت پست و تلگراف منصوب شد. اویتا با کمک آنیبال به دلیل صدای گیرایی که داشت به عنوان گوینده رادیو استخدام شد.و خیلی زود شهرت یافت.

در ژانویه 1944 زلزله وحشتناکی در سان خوان آرژانتین روی داد که تلفات و خسارات زیادی ببار آورد.اویتا پرون مامور سرپرستی برنامه های تبلیغاتی به منظور جمع آوری اعانه کمک به زلزله زدگان شد و در جریان این فعالیت ها با سرهنگ میانسالی بنان خوان پرون آشنا شد. سرهنگ پرون از افسران کودتا چی و از دوستان ایمبرت بود در همان نگاه اول دل بسته اویتا شد.  این آشنایی سر آغاز تغییر مسیر تاریخ آرژانتین بود. خوان پرون که هنگام آشنایی با اویتا 49 سال داشت و در حدود بیست و پنج سال از اویتا بزرگتر بود روز 8 اکتبر 1895 در شهر کوچک لوبوس به دنیا آمد.  او هم مانند اویتا فرزند نامشروع مرد ثروتمندی بود که تا زمان به ثمر رسیدن پسرش مخارج تحصیل او را داد و موجبات ورود او را به مدرسه نظام فراهم ساخت. خوان پرون به سرعت مدارج ترقی را در ارتش آرژانتین پیمود. و در سال 1930 در یک کودتای نظامی که موجب سرنگونی حکومت قانونی این کشور شد، شرکت کرد.پس از کودتا وی به عنوان وابسته نظامی آژانتین به شیلی اعزام شد. دو سال بعد پرون به علت زنبارگی و یک ماجرای جاسوسی که یکی از معشوقه های پرون در آن دست داشت به آرژانتین احضار شد. اما خیلی زود موقعیت قبلی خود را باز یافت و این بار به عنوان وابسته نظامی به رم  برلین اعزام شد. در آنجا پرون نشو ونمای فاشیسم را از نزدیک مشاهده کرده و خود از ستایشگران هیتلر و موسولینی شد. در سال 1939 و قبل از آغاز جنگ جهانی دوم ، پرون به همراه گروهی از افسران جوان ، حزبی تشکیل داد که کم و بیش مشابه تشکیلات حزب نازی در آلمان بود.

پرون در ژوئن 1944 در یک توطئه کودتا علیه حکومت غیر نظامی آرژانتین که تازه جانشین حکومت نظامی آن کشور شده بود شرکت جست و در کابینه کودتا نخست به سمت معاونت وزارت دفاع و سپس به وزارت کار منصوب گردید و در همین سمت بود که در سال 1944 با اویتا  گوینده رادیو آشنا شد. پرون پس از سی سال زنبارگی به دنبال ثبات و عشق بود که مطلوب خود را در اویتا یافت.

اویتا پرون برای کمک به پیشرفت کار پرون تمام وقت و نیروی خود را صرف فعالیت در سازمان های کارگری آرژانتین نمود. و در میان کارگران آرژانتین اعتبار و محبوبیت زیادی برای پرون فراهم ساخت. پرون در سال 1945 به معاونت ریاست جمهوری آرژانتین ارتقا یافت ولی در اکتبر همین سال به دستور فارل رئیس جمهوری نظامی آرژانتین باز داشت و زندانی شد. اتهام پرون کار شکنی در کار دولت و توطئه برای برکناری رئیس جمهور بود و در صورت اثبات این اتهام خطر مرگ او را تهدید می نمود.

در اینجا بود که اویتا پرون وارد صحنه شد و مسیر تاریخ آرژانتین را تغییر داد. او با نفوذ خود در میان کارگران آرژانتین آنها را به برگزاری تظاهرات و راه پیمایی در پایتخت به نفع  پرون فراخواند و روز 17 اکتبر سال 1945 با اعتصاب عمومی و تظاهرات در  خیابان های بوئنوس آیرس، رئیس جمهور را وادار به لغو دستور قبلی خود و آزادی پرون از زندان نمود. تظاهرات کارگران تا خروج پرون از زندان و حضور او در کاخ ریاست جمهوری ادامه یافت.

پس از این ماجرا خوان پرون رسما از اویتا خواستگاری کرد و مراسم ازدواج آنها در ماه دسامبر 1945 در بوئنوس آیرس برگزار گردید. در ژانویه 1946 ژنرال پرون خود را نامزد ریاست جمهوری کرد و در مبارزه برای احراز این مقام بیش از هر چیز به استعداد همسرش اویتا در فن تبلیغات و سخنوری و نفوذ و محبوبیت  او در میان  مردم آرژانتین متکی بود.اویتا در مدت چهار ماه مبارزه انتخاباتی به نفع شوهرش به تمام شهر های بزرگ و مراکز جمعیت آرژانتین سفر کرد و نتیجه تلاش او پیروزی درخشان پرون در انتخابات ریاست جمهوری چهارم ژوئن 1946 آرژانتین بود.

در انتخابات 1946 پرون به مدت 5 سال به مقام ریاست جمهوری انتخاب گردید و اویتا در کنار او به سازماندهی حزبی که بنام حزب پرونیست شهرت یافت، مشغول شد. اویتا نام حزبش را حزب بی پیراهن ها گذاشته بود که معادل فارسی پابرهنه هاست که هدف و برنامه های حزب پرونیست از همین نامگذاری روشن می شود. اویتا با یادآوری روزگار تلخ کودکی و نوجوانی تصمیم داشت از این راه هرچه در توان دارد به طبقه فقیر و زحمتکش کمک کند.

اویتا پرون در کنار فعالیت های سیاسی به تشکیل یک سازمان بزرگ خدمات اجتماعی نیز مبادرت نمود و تمام برنامه های خیریه خود را در این سازمان متمرکز ساخت. او همچنین برنامه های مسافرت متعددی به مناطق محروم کشور ترتیب داد و فرشته نجات محرومان لقب گرفت.

نفوذ اویتا در سیاست آرژانتین و نقش او در حکومت روز بروز در حال  افزایش بود. بطوری که در سال های 1950 و 1951 همه او را فرمانروای واقعی آژانتین می دانستند. ژنرال پرون  که او را عاشقانه دوست می داشت در سال 1951 تصمیم گرفت همسرش را نامزد مقام معاونت ریاست جمهوری آرژانتین  بنماید. اما این تصمیم پرون با مخالفت ژنرال های ریاست جهموری مواجه شد. اویتا که خطر یک کودتای نظامی را در پشت سر این مخالفت ها می دید داوطلبانه از نامزدی مقام معاونت رئیس جمهوری صرفنظر کرد و مانند انتخابات سال 1946 سرپرستی فعالیت های انتخاباتی شوهرش را بدست گرفت.

ژنرال پرون در انتخابات نوامبر 1951 برای دومین بار با اکثریت قاطع به مقام ریاست جمهوری آرژانتین انتخاب شد و پس از پیروزی در این انتخابات گفت که این بار هم مانند سال 1946 موفقیت خود را مدیون همسرش می باشد.

اویتا پس از تجدید انتخاب شوهرش به مقام ریاست جمهوری بیمار و بستری شد. ابتدا گمان می رفت که این بیماری ناشی از خستگی و ناراحتی های عصبی است. اما آزمایشات طبی نشان داد که او به بیماری سرطان مبتلا شده است.

اویتا پس از چند ماه تحمل درد و رنج در روز 26 ژوئیه 1952 در گذشت. او هنگام مرگ 33 سال داشت و کثرت جمعیتی که در مراسم تشییع جنازه وی شرکت کردند نشان از میزان محبوبیت او در میان مردم داشت. در جریان مرگ او تمام آرزانتین به حالت تعطیل درآمد و دوستداران وی عکس بزرگی از او را تا یک ماه پس از مرگش در میدان بزرگ مرکزی بوئنوس آیرس نصب کرده و شب ها با روشن کردن شمع در این میدان گرد می آمدند.

 بیوگرافی اویتا پرون

Eva Peron

بیوگرافی اویتا پرون

بیوگرافی اویتا پرون

عکس ها و بیوگرافی اویتا پرون

عکس ها و بیوگرافی اویتا پرون

عکس ها و بیوگرافی اویتا پرون

مرگ اویتا در سن جوانی خلا بزرگی در زندگی پرون پدید آورد و اشتباهات او در بقیه دوران ریاست جمهوری نشان داد که تا چه اندازه همسرش در کنترل و هدایت او در کار حکومت موثر بوده است. نخستین اشتباه پرون دادن امتیاز اکتشاف و استخراج نفت به یک شرکت آمریکایی بود که عدم رضایت عموم و مخالفت برخی از رهبران حزب را بدنبال داشت. دومین اشتباه وضع قوانینی درباره آزادی زنان و حق طلاق بود که پرون را در مقابل کلیسای آرژانتین قرار داد. بحران اقتصادی و بیکاری از عوامل دیگری بود که موقعیت پرون را در میان مردم آرژانتین متزلزل ساخت و زمینه یک کودتای نظامی را علیه وی فراهم ساخت. در سال 1955 نیروی دریایی آرژانتین علیه پرون قیام کرد که پرون موفق شد این قیام را سرکوب نماید. در سپتامبر همین سال فرماندهان ارتش  در چند نقطه کشور دست به شورش زدند و پرون پس از سه روز مقاومت در برابر این حرکت مجبور به استعفا و خروج از کشور شد.

در اوایل دهه 1970 که شرایط تازه ای در آرژانتین حکمفرما شد و احزاب سیاسی آزادی فعالیت یافتند حزب پرونیست هم فعالیت خود را از سر گرفت و در انتخابات عمومی سال 1973 آرژانتین به پیروزی رسید. ژنرال پرون پس از هجده سال تبعید از اسپانیا به کشورش بازگشت و در اکتبر 1973 در سن 78 سالگی مجددا به ریاست جمهوری انتخاب گردید. پرون در سال های تبعید همسر دیگری اختیار کرده و می خواست نقش اویتا را در زندگی سیاسی و اجتماعی آرژانتین به او تفویض کند. پرون با همین هدف و آرزو ماریا استلا معروف به ایزابلا پرون را به معاونت خود برگزید.

خوان پرون در ژوئیه سال 1947 کمتر از یک سال پس از تجدید انتخاب خود به مقام ریاست جمهوری درگذشت و همسرش ایزابلا جانشین او شد. اما آرزوی پرون برای اینکه او اویتای دومی شود هرگز تحقق نیافت . ایزابلا که از کفایت و استعداد لازم برای اداره امور کشور برخوردار نبود در ماه مارس 1976 با یک کودتای نظامی بدون خونریزی از کار برکنار شد.

امروزه کسی از ایزابلا که بیست ماه رئیس جمهور آرژانیتن بود یاد نمی کند ولی یاد اویتا و خاطره او هنوز در دل ها باقی است و کتاب او هدف زندگی من هر سال در تیراژ وسیعی چاپ می شود. این کتاب در واقع کتاب مقدس حزب پرونیست یا بی پیراهن ها می باشد.

متن از شازده : motaleateman.persianblog

مجله اینترنتی بولور

 
 
اطلاعات پست
نویسنده : ادمین
تاریخ پست : جمعه ۱۳۹۲/۲۶/۰۷
دیدگاه

Telegram Channel: @booloor ,کانال بولور , کانال تلگرام ,کانال ,تلگرام , بولور
موضوعات اصلی

تبلیغات

khabar

عضو خبرنامه شوید:

ایمیل خود را وارد کنید:

آخرین نوشته ها
مطالب پیشنهادی
بازار
برچسبها
Instagram